دلم می نویسد
برای آن آمده ام که آرام نگیرم
شاید کسی دارد خفه میشود پشت سنگینی یک بغض... تا که وا کند بغض های یخ زده اش را از سرمای زمستانی که سوز بی رحمانه اش را به تنم می کشد... هر کجا باشی، می بینمت هر کجا باشم، می بینی ام میان بارش باران خیابان خیس چتر همیشه بسته ی جا مانده از سفرمان . . . عشق، فاصله نمی شناسد. تو، خودِ مني كاش من هم خودِ تو بودم... دلتنگم مرا درياب. فرقی نمیکند راست می گویم یا دورغ زندانی که باشم فرقی نمیکند پرواز کنم یا هبوط دستانت که باشد یک دنیا فرق میکند که بخندم یا که پرواز کنم یا هبوط زندگی سمت تو زیبا می شود. اشک راز است، لبخند راز است، عشق راز است، اشك آن شب لبخند عشقم بود (شاملو) نفس های تازه ات را بگذار بر دوش قاصدک ها یک نگاه تا به این جا تا یادم بماند ... همیشه هستی نگاه کن! کسی، زنده می ماند. ميان خروارها خاك هم كه باشد نگاهش سوي تو خاموش نمي شود.
| Design By : Night Melody |



