دلم می نویسد
برای آن آمده ام که آرام نگیرم
می رم خونه هوررااااااا چن وقتی نیستم از حضورم فیض ببرین شاد باشید واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند گوییا باور نمی دارند روز داوری کاین همه قلب و دغل در کار داور می کنند یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان کاین همه ناز از غلام ترک و استر می کنند ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان می دهند آبی که دل ها را توانگر می کنند حسن بی پایان او چندان که عاشق می کشد زمره دیگر به عشق از غیب سر بر می کنند بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی کاندر آن جا طینت آدم مخمر می کنند صبحدم از عرش می آمد خروشی عقل گفت قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می کنند عشق در غالب دل ها ، در شكل ها و رنگ هاي تقريبا" مشابهي ، متجلي ميشود و داراي صفات و حالات و مظاهر مشتركي است ، اما دوست داشتن در هر روحي جلوه اي خاص خويش دارد و از روح رنگ ميگيرد و چون روح ها ، بر خلاف غريزه ها ، هر كدام رنگي و ارتفاعي و بعدي و طعم و عطري ويژه خويش دارد ، ميتوان گفت كه به شماره هر روحي ، دوست داشتني هست . دكتر علي شريعتي دلم برای نفسهایت تنگ شده حقیقت این است که ماهی توان نفس کشیدن زیر تمام موج های دریا را ندارد. برو برو سمت دورها جایی که هیچ ماهی کوچکی یافت نشود هیچ موجی نباشد. تو باشی و بیکران دریا تمام دریا را نفس بکش هنوز تاب و شورت در رگ رگ وجودم جریان دارد اما بی تابم کاش می شد بگویم همه آنچه را در تنهایی قلبم می گذرد ... بیا و آرامم کن چیزی بیشتر از نوازش دستانت می دانی بیشتر یعنی چه؟ یعنی تلاقی دو نگاه نگاهی که من و تو درآن هیچ می شویم در بی نهایت، می شویم ما بیا و آرامم کن. ![]()


| Design By : Night Melody |




